تبليغاتX
اوای عشق
ارتباط با جنس مخالف

زندگی زیباست,انسان زیباست,ارتباطات انسانی و عشق ورزی زیباست.صمیمیت و محبت زیباست.ولی در این راه آرزوها و خواسته ها و کمبود ها و عقده ها سنت ها و بی مهری ها ظلم ها و هر چیز که به گذشته و آینده وابسته است, موانع بزرگی هستند و ما را دچار حالت مستی و خواب سنگینی می کند.پدیده های زندگی نباید ما را از یاد خود غافل کنند.زندگی و تمام پدیده های خوب و بدش، نباید ما را از عشق و انسانیت و پاکی غافل کنند.تمام پدیده ها بهانه اند.وسیله اند.به عشق فکر کنید.با عشق  روح خود را پاک تر و پاک تر کنید.

وجودتان مهم ترین است.زندگی و ارتباطاتتان و مسائل جانبی اهمیت  زیادی ندارند.راستی را از یاد مبرید.زندگی و تمام پدیده های آن را به چشم وسیله ببینید.وسیله ای  برای به دست آوردن معصومیت از دست رفته.برای درک هر چه بیشتر عشق و رهایی و زندگی در آغوش  عشق...رسیدن به شادی ی ملکوتی و جاویدان...
 

- این روزها روابط بین دخترها و پسرها بسیار زیاد شده،بسیاری از این روابط راضی نیستند،دوستی ها  مقطعی و بسیار سطحی و زودگذر شده، با این حال،هنوز بسیاری از دخترها و پسرهای ایرانی دوستی  با جنس مخالف را تجربه نکرده اند.و برخی از این بابت ناراحتند.بخصوص پسرها.
 

پسرها برای ارتباط با دخترها به هر شیوه ای متوسل می شوند.البته نیاز جنسی هم دخیل است ، ولی برای کسی که رابطه را تجربه نکرده نیاز روحی اول را می زند.
 

- پسرها و دختر ها در ارتباطاتشان نباید آداب معاشرت درست را فراموش کنند.همه ما جوانان باید آداب معاشرت درست را از بزرگتر ها و کتابهایی که در این زمینه نوشته شده یاد بگیریم،اینگونه روابط  باید باعث پیشرفت روحی و اجتماعی ما شوند،نه اینکه مشکلی بر مشکات زندگی ما بیافزایند. روابط انسانی باید بر پایه عشق و محبت وانسانیت و پاکی باشد،نه دشمنی و دروغ و...


- متاسفانه عدم تناسب بین عرضه و تقاضا باعث شده که پسرها برای جلب رضایت و دوستی دخترها  بی گدار به آب بزنند و در اینگونه روابط شرافت انسانی خود را فراموش کنند، و همین طور دختر هابه  هرگونه ای که بخواهند رفتار می کنند،چون می دانند که معمولا پسرها اعتراض نمی کنند.وبه هر صورت  هرگز تنها نخواهند ماند.بلکه همواره پسرهایی هستند که رفتارهای غیرقابل تحمل آنها را تحمل کنند.برای ایجاد تعادل در روابط بین دختر ها و پسرها راه حل هایی وجود دارد که در این مطلب به آنها  اشاره خواهد شد.
 

- توصیه من به پسرهایی که در ایجاد ارتباط با دخترها مشکل دارند، شجاعت است،فقط شجاعت.به خودتان اعتماد کنید،تجربه کنید،شجاعانه و آگاهانه تجربه کنید . مهم ترین نکته در ایجاد ارتباط،ارتباط چشمی ست،نگاه قدرتمندانه به همراه لبخند . و البته همان طور
که اشاره شد،شجاعت.شجاعت در پیشرفت و ایجاد مهارت های ایجاد ارتباط، بسیار موثر است.


-توصیه من به دخترهایی که در ارتباط با پسرها مشکل دارند این است که کسب توانایی ارتباط پسرها را از اینترنت شروع کنند و با مکالمات تلفنی و سپس دیدار و رابطه واقعی، مشکلات خود را حل کنند.


- از این ناراحتم که هنوز جامعه به آن سمتی نرفته و آنقدر پیشرفت نکرده است که ارتباطات اجتماعی  آسان برای همه باشد.پسرانی را می بینم که تشنه اند و دخترانی که... این ها ناراحتم می کنند. نادانی ها ناراحتم می کنند.ماها عشق و محبت را فراموش کرده ایم و به چیز های بیهوده فکر می کنیم.هر کسی به گونی ای نمایش می دهد، نادانیرا....

هر رابطه ای باید باعث پیشرفت ما شود و زندگی ما را شیرین تر کند نه بر مشکلات ما بیفزاید.البته با گسترش استفاده از اینترنت ارتباطات انسانی نیز گسترش یافته و اینترنت به ابزاری ساده و امن برای  ارتباط با جنس مخالف تبدیل شده است.


- برخی دختر ها احساس تنهایی می کنند،به محبت نیاز دارند،و نیز برخیاز پسرها...همه ما به محبت نیاز داریم و به هر شیوه ای از جمله خانواده،دوست،همسر،..باید به نیاز خود پاسخ دهیم . ولی گاهی  مشکلات موجود در جامعه باعث می شود که بسیاری از نیازهای و خواسته های طبیعی خود را ( از  جمله نیاز به محبت)فراموش کنیم.
 

- توصیه من به دخترهایی که دوستی را تجربه نکرده اند این است که پاکی خود را حفظ کنید.رابطه اصلا مهم نیست.خودتان مهمید.ولی ارتباطات معمولی خود را گسترش دهید و بر اطلاعات خود درباره ارتباطات انسانی بیفزایید.آری،پاکی و همه عشق و احساس خود را برای موفقیت در زندگی آینده خود حفظ کنید.

این را به این خاطر می گویم که کم اند پسرانی و دخترانی که در رابطه به طرف مقابل زیان نرسانند . متاسفانه عشق و آگاهی و پاکی فراموش شده. ولی اگر می خواهید رابطه را تجربه کنید با شناخت و آهسته آهسته و آگاهانه.و افراط نکنید.


- داشتن دوست دختر و یا دوست پسر های فراوان نمی تواند مانع احساس تنهایی در فرد شود،بلکه چند رابطه ای می تواند مشکلات ما را بیشتر کند . مهم ترین عامل چند رابطه ای شدنطرف مقابل عدم توجه شما به نیازهای اوست.


- داشتن رابطه یا دوست به خودی خود کار بزرگی نیست.داشتن رابطه موفقیت آمیز کار بزرگی ست.


-اگر تنها هستید اصلا ناراحت نباشید،دوستی و رابطه هم معایبی دارد،تنهایی هم محاسن و لذت های  خاص خود را دارد.از کسانی که رابطه را تجربه کرده اند بپرسید،بیشترشان ناراضی اند ، ولی کسی که آگاهانه و عاشقانه زندگی می کند موفق تر و راضی تر است.می توانید به تنهایی خود افتخار کنید!


- احساس تنهایی حالتی کاملا غیر طبیعیست و یک نوع مشکل روحی است.احساس تنهایی یعنی ضعف و ناتوانی.با تجربه آگاهانه دوستی می توان آن را درک کرد.و پس از درک دیگر عذاب نیست ، لذت است.فقط با درک احساس تنهایی و دوستی می توان از تنهایی لذت برد ، لذتی جاودانه....


- دوستی می گفت من ذاتا خیانتکارم !! بسیاری از پسرها و دختر هایی که در روابط با جنس مخالف افراط می کنند، در دام شهوت پرستی  گرفتار می شوند. بسیاری از پسرها و دختر ها نیز از این روابط راضی نیستند. دلیل اصلی اش این است که ما ها "خود" را فراموش کرده ایم.ما ها هنوز از دشمنی لذت می بریم،محبت و عشق را فراموش کرده ایم.اهل گفت و گو نیستیم.هنوز به راستی ایمان نیاورده ایم. هنوز...
 

-در مورد ارتباط جنسی باید آگاهانه رفتار کنید،مبادا به خاطر نیاز، در دام شهوت پرستی و هوس بازی گرفتار شوید .مبادا عشق وانسانیت را فراموش کنید.

به این متن از اوشو توجه کنید :

پیوند جنسی هرگز کسی را ارضا نکرده است.این پیوند بیشتر و بیشتر عدم رضایت ایجاد می کند.پیوند جنسی هرگز کسی را به کمال نرسانده-با کمال بیگانه است.پیوند جنسی زمانی معنا می یابد که با عشق همراه باشد.پس عشق و پیوند جنسی به هم می آویزند..و عشق مرکزیت عظیم تری است،مرکزیتی والاتر.آنگاه که پیوند جنسی به عشق گره می خورد،بالا و بالاتر جریان می یابد.

 

 

|+|نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 2:48 توسط امید رضا |

روانشناسی شهوت و عشق
روانشناسی شهوت و عشق

شهوت ممکن است به طور مستقل از عشق رمانتیک برانگیخته
شود. بدیهی است که شهوت می‌تواند همزمان با عشق هم وجود داشته
باشد؛ گرچه در مورد بعضی عشاق ارضای بی بند و بار و غیرمتعهدانه شهوت می‌تواند عشق
رمانتیک همراه آن را از بین ببرد.


شهوت در یهودیت

بر پایهٔ سنت‌های یهودیت،
هیچ چیزی بر زمین بیهوده آفریده نشده‌است. شهوت تنها هنگامی گناه‌آلود
است که برای دارایی یا همسر فرد دیگری باشد. شهوت نه تنها که گناه نیست بلکه هنگامی
که میان زن و شوهر باشد ثواب
نیز می‌باشد.



شهوت در مسیحیت

کاتولیک‌ها
شهوت را به عنوان یکی از ۷ گناه
بزرگ هفتگانه
می‌دانند. در عهد
قدیم
، زنا را با سنگسار
مجازات می‌کرده‌اند. در عهد
جدید
، مسیح، نگاه شهوت
آلود به زن(زن شوهر کرده) را به عنوان زنا یاد می‌کند.

پروتستان‌ها بر این باورند که همهٔ گناهان، از جمله
شهوت، تنها توسط خدا و با مرگ و رستاخیز عیسی مسیح می‌تواند بخشوده شوند.


 

شهوت در اسلام
برخی از عامهٔ مردم بر این باورند که اسلام مسئله غریزهٔ جنسی
و ارضاء شهوت را به کلی نادرست خوانده و تنها امر به معنویات نموده است، حال آنکه
اسلام نه
تنها به مسئلهٔ ارضاء شهوت کم توجه نبوده‌است بلکه بیشترین توجه و دقیق ترین توجهات
به این مقوله در میان تمام دیگر ادیان از سوی دین اسلام و
خصوصا مذهب شیعه بوده‌است.
علت عشق است یا شهوت؟
اما تمام حوادث شیمیایی و عصبی برانگیزاننده عشق، یک سئوال از
نوع «اول مرغ بود یا تخم مرغ» را به میان می‌آورد: آیا عاشق شدن علت این تغییرات
شیمیایی در مغز است یا معلول آن؟ اول مرغ بود یا اول تخم مرغ؟

در مورد این سئوال توضیحی وجود دارد که نخستین بار اتولوژیست
(کردارشناس
حیوانات
) کنراد
لورنتس
، برنده جایزه
نوبل
به آن پرداخت. لورنتس
در اردک‌ها
پدیده‌ای را مشاهده کرد که آن را «نقش
پذیری
» (imprinting) نام نهاد. لحظه‌ای بحرانی برای آشیانه سازی یک پرنده وجود
دارد، هنگامی که مغز و دستگاه
عصبی
مرکزی جوجه
اردک
آماده ایجاد پیوند میان او و مادرش است. در غیاب پرنده مادر جوجه با اولین
حیوانی که دیدار می‌کند این پیوند را برقرار می‌کند. مکانیسم نقش پذیری برای بقا
حیاتی است چرا که تصور بر این است که ارتباط با یک والد محافظت کننده بقا را تضمین
می‌کند.
جان
باولبای
روانشناس
از ایده لورنتس استفاده کرد و «نظریه
دلبستگی
» (attachment Theory) ارائه کرد. کودکی که نمی‌تواند با مادرش پیوند
عاطفی پیدا کند، از شانس کمتری برای بقا برخوردار است. با توجه به شباهت میان یک
کودک محروم از مادر و یک عاشق
ناکام دانشمندان این پدیده «نقش
پذیری
» را در مورد عشق افراد بزرگسال هم
مطرح کرده‌اند. عاشق
مانند کودکی دلبسته به مادر به چشمان معشوق
خیره می‌شود و آه می‌کشد و اگر رابطه اش را با او از دست دهد مانند کودکی طرد شده،
می‌گرید و به افسردگی دچار می‌شود و حتی ممکن است به خود صدمه بزند.

در صورت موفقیت در پیوند ابتدایی میان عشاق دلبستگی درازمدت در چشم‌انداز
قرار می‌گیرد. چنین واقعه‌ای پس از آنکه عشق رمانتیک سیرش را طی کرد و اتحاد عاشق و
معشوق فرزندانی را به بار آورد رخ می‌دهد. اما این مرحله جدید پیش بینی نشده و
نامنتظر است چرا که به طور شاخص ۱۸ ماه تا ۳ سال پس از شروع عشق آبشارهای فنیل
ایتلامین دوپامین
و اکسی
توسین
در مغز فروکش می‌کنند و
به قول دانشمندان علوم اعصاب
ذخیره واسطه‌های عصبی تمام می‌شود.

دگرش شهوت به عشق
اغلب پژوهش‌ها حاکی از آن است که شهوت صرف کمتر به سمت عشق رمانتیک
پیشرفت می‌کند. بنا به گفتهٔ هلن
فیشر
مداربندی مغز در مورد شهوت لزوما آتش عشق را روشن نمی‌کند. از طرف دیگر
عشق رمانتیک، به خصوص پس از تولد فرزندان، می‌تواند به مرحله سومی پیشرفت کند:
دلبستگی و تعلق. خصوصیتی که برای یک ازدواج
پایدار لازم است. این دلبستگی عمیق تر که در عشاق بالغ و دیرین شکوفا می‌شود، به
طور شاخص پس از تولد یک فرزند به وجود می‌آید. با این حال مثال‌های فراوانی وجود
دارد که یک دلبستگی مادام العمر میان زوجی بدون فرزند به وجود آمده، درست همان طور
که بسیاری از زوج‌های صاحب فرزند هیچ گاه به این مرحله دلبستگی عمیق مدام نمی‌رسند.

|+|نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 1:43 توسط امید رضا |

دوست

|+|نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 1:38 توسط امید رضا |

خدا گفت: نه!
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد
خدا گفت: نه!
رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی.
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد،
خدا گفت: نه!
شکیبایی زاده رنج و سختی است.
شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد،
خدا گفت: نه!
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری .
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد،
خدا گفت: نه!
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر
، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد،
خدا گفت: نه!
بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی.
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه .
من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری.
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند .
و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم

|+|نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 1:33 توسط امید رضا |

معین

بیوگرافی - معین

۱. زندگی نامه معین
معین در سال ۱۳۳۰ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای
کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران
نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا
میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و
آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های
بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.
۲. زندگی حرفه ای
معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با
اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی
ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا
۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا
میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز
آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب
فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست
میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا
برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک
دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.
شایعات
اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نا بینا
میباشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر
صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن
پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی
استفاده میکند.
دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا
میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد.
رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در
کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ
کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها
اسم او را معین تصور کردند.
شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین میباشد در صورتی که
معین هیچ نسبتی با امید ندارد(معین ۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله
داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). ویا اینکه معین در آمریکا دارای چند
شرکت بزرگ و چند غمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع
درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد. وی از مشروب متنفر است
زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای
خود در راز و نیاز است. و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود میداند.
امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه
هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرف دیگر به خاطر
وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمیدانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی
بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست
که اشعار و آهنگهای مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار
کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد

|+|نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 1:30 توسط امید رضا |

عشقولانه
 ۱- گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگويم دوستت دارم. دوست دارم که بداني دوستت دارم!

2- ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو، همه چیز را فراموش می کردم.

3 - تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است..

4 - در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايس

5 - وقتیکه عاشق چشمات شدم تازه فهمیدم که زیبایی چیست وقتیکه تو رو در قلب کوچکم جای دادم تازه صدای ضربان قلبم را شنیدم وقتیکه دست در دستان تو نهادم تازه معنای گرمی را درک کردم لحظه ها و ثانیه هایی را که با تو سپری می کنم بیشتر پی به معنای زندگی می برم هنگامیکه به یاد تو هستم می فهمم که ارامش چیست و هرگاه به جدایی می اندیشم کنار خود سایه مرگ را می بینم

6 - خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

7 -  صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

8 - گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم. ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم. تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم....

 

|+|نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 2:38 توسط امید رضا |

جوکهای بامزه

براي امروز يك مطلب طنز در مورد تاريخچه تقلب و انواع اون براتون آماده كردم ، البته ميدونم خودتون آخر تقلب و تقلب بازي هستيد ، ولي بازم شايد بچه مثبت هايي باشن كه اصلا نميدونن تقلب چيه ( مثله خودم ) ، منم اين مطلبو واسه اونا فرستادم ، ولي خودمونيم ها اصلا امتحان بدون تقلب مگه ميشه ؟!!!

گويند: «تقلب مفهومي‌است بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد:
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را
تاريخچه‌ي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لشش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقه‌ي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقه‌ي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روش‌هاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفند‌هاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقه‌ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.
زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را مي‌شود نام برد.


حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم:

روش هاي نوشتاري:

1- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...
2- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...
3- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت و همچنين سوراخ هاي ممنوعه و ...

روش هاي با کلاسي:

1- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
2- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

3- استفاده از موبايل ، اس ام اس و بلوتوث

روش هاي جوادي:

1- خر نمودن يک فقره بچه خرخون
2- خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو.
3- روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند. اونوقت با خيال راحت بشينيد تقلب كنيد .
4- روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد.

توجه:

اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد ، من به بخشه هيچ مسئوليتي در اين زمينه قبول نميكنم .

|+|نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 1:42 توسط امید رضا |

کنسرت گوگوش در کانادا
 

كنسرت شنبه شب به تاريخ ميلادي ۷.۷.۷ در air canada center شهر تورنتو اجرا شد.

اين همان سالني بود كه گوگوش اولين كنسرت بعد از انقلابش را اجرا كرد. در اين كنسرت مهرداد آسماني چند (۳) ترانه مشترك با گوگوش و چند ترانه تك اجرا كرد.

رهبر اركسترگوگوش andy g بوده و كلا كنسرت به دو بخش ۱۴ آهنگه تقسيم شد. كنسرت ساعت ۸ شب آغاز و ساعت يازده و نيم شب به پايان رسيد.كنسرت شنبه شب به تاريخ ميلادي ۷.۷.۷ در air canada center شهر تورنتو اجرا شد.

اين همان سالني بود كه گوگوش اولين كنسرت بعد از انقلابش را اجرا كرد. در اين كنسرت مهرداد آسماني چند (۳) ترانه مشترك با گوگوش و چند ترانه تك اجرا كرد.

رهبر اركسترگوگوش andy g بوده و كلا كنسرت به دو بخش ۱۴ آهنگه تقسيم شد. كنسرت ساعت ۸ شب آغاز و ساعت يازده و نيم شب به پايان رسيد.

|+|نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 2:35 توسط امید رضا |

بامزه ولی بی مزه

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
 

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"
 

اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
 

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"
 

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"
 

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"
 

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"
 

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"
 

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "
 

اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"
 

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟

|+|نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 2:19 توسط امید رضا |

عشق
عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى

|+|نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 19:26 توسط امید رضا |

آخرین نوشته ها
ارتباط با جنس مخالف
روانشناسی شهوت و عشق
دوست
خدا گفت: نه!
معین
عشقولانه
جوکهای بامزه
کنسرت گوگوش در کانادا
بامزه ولی بی مزه
عشق